X
تبلیغات
نه بابا!!!!!!! - جوک بد

رشتیه ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه

 

زن رشتیه در پارک مي دويده که بهش تجاوز مي شه. اخبار فردا: صدها زن رشتی ، در پارک دويدند...

 

 رشتیه زنش مي ميره، ور شکست مي شه.

 

از رشتي مي پرسن؟ از تو مشنگ تر کي يه؟ مي گه: زنم . مي پرسن چرا؟ مي گه: چون آلت تناسلي مردانه نداره ولي هميشه توي کيفش کاندوم داره

يك بابايي تو رشت ميره يك رستوران تروتميز، يك پرس مفصل غذا ميخوره، بعد مياد حساب كنه، ميپرسه: داداش حساب ما چقدر شد؟ رشتيه ميگه: سه تومن! يارو دست ميكنه سه تا هزاري ميده، رشتيه ميگه: نه قربون، شد سه تا يك تومني! يارو كف ميكنه، فرداش با سه-چهار تا از رفقاش مياد باهم يك ناهار توپ ميزنن، باز موقع حساب كردن، رشتيه ميگه: شد سه تومن! يارو خر كيف ميشه، فردا شبش كل سالن رو واسه يك مهموني مفصل رزرو ميكنه، خلاصه با همه فك و فاميل و دوست و آشنا تا مرز خفگي ميخورن، باز وقتي صورتحساب رو ميگيره، ميبينه نوشته: سه تومان!! يارو كلش سوت ميكشه، ميره پيش رشتيه ميگه: اخوي، ما قضيه اين رستوران شما رو نفهميديم چه جورياست. رشتيه ميگه: دنبال من بيا تا بفهمي. خلاصه يارو رو ميبره طبقة بالاي رستوران، در يك اتاق رو باز ميكنه، مرده ميبينه يك زن و مرده افتادن رو هم حالا نكن كي بكن!! رشتيه ميگه: اون مرتيكه سبيل كلفت رو كه ميبيني، صاحاب رستورانه، اون خانم هم كه ميبيني خواهر بنده‌ست! اون اينجوري خواهر مارو ميگاد، منم اونجوري مادرشو ميگام

 

يك روز يه رشتيه رو ميخواستن اعدام كنن. رشتيه گفت چرا مي خواهين منو اعدام كنين .گفتن تا درس عبرتي بشي واسه ديگران .رشتيه گقت حالا نميشه ديگرانو اعدام كنين كه درس عبرتي بشه واسه ي من.

رشتيه پاي كامپيوتر جو ميگيرتش زنشو سِند تو ال ميكنه

 

از رشتيه ميپرسن شما به روز پدر چي ميگيد ميگه يوم الشك

رشتي به خانومش ميگه چرا دير اومدي ؟ خانومه ميگه : آخه يه آقاهه افتاده بود دنبالم پدرسگ اينقدر آروم راه مي رفت....

 

رشتي ها به چراغ خواب ميگن شاهد ماجرا

به رشتيه ميگن: تو 8 سال اسير بودي، چطور بچه 2 ساله داري؟ ميگه: من اسير بودم، خانوم كه اسير نبوده!

به رشتیه می گن جون زن و بچت رو قسم بخور می گه به جون رشت و حومه

 

+ تاريخ چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 9:7 نويسنده |